سفارش تبلیغ
صبا

کارون

اولین هدیه ای که بهم داد یه قرآن بود. در اصل قلم قرآنی. خیلی ذوق زده شده بودم. قرآن رو باز کردم و آیه 89 سوره یونس بود.

قَالَ قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکُمَا فَاسْتَقِیمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِیلَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ( 89 ) * فرمود: (دعای شما 2نفر پذیرفته شد!استقامت به خرج دهید، و از راه (و رسم) کسانی که نمیدانند، تبعیت نکنید! )

 

ان شاالله فردا 1 خرداد در سایه ولایت مولا و آقامون حضرت امیرالمومنین (ع) اسم بشارت زندگیم تو شناسنامه م درج میشه. از فردا زندگی برای من و فرشته ای که هدیه خداست به من رنگ و بوی دیگه ای میگیره.  ان شاالله از فردا من + او = ما می شیم.

پ ن 1: از اینکه خدا این هدیه گرانبها رو به من اهدا کرده، صمیمانه شکرگزارشم. شکرانه هر خوبی هم قدر دونستن اونه. 

پ ن 2: مراسم عقدمون قراره خیلی مختصر و معمولی برگزار بشه. یه گل چیدنه و یه گلاب آوردن و یه بله گفتن!

پ ن3: وقتی که اسفندماه و برای آخرین بار داشتم با عمو مهدی خداحافظی می کردم که بیام تهران، خیلی برای من و خانمم دعا کرد. گفتمش عمو مهدی، برا عقد محمد برادرم بودی، برا منم منتظرم بیای هان! هرچند که دست تقدیر حضور گرمشو از ما دریغ کرد اما دلمون گرمه به دعای خیرش


.


نوشته شده در سه شنبه 92/2/31ساعت 2:33 عصر توسط محمدعلی زرین نظرات ( ) |



Design By : ParsSkin.com