سفارش تبلیغ
صبا

کارون

سال 89 بود. عید قربان. بعد از زیارت امام رئوف و وداع با حضرت، باب الجواد وایسادم و گفتم: امام رئوف، دارم میرم، ولی تو رو به جوادت قسم سری بعد متاهلی دعوتم کن!

از سال 89 تا 92!زائر امام رضا

بیشتر از 10 بار شرایط سفر برام مهیا می شد و یه مشکلی پیش میومد که نتونم برم. نمونه ش سفر زیارتی مشهد که از طرف دانشگاه بهم هدیه شد و همون موقع یه سفر واجب به خوزستان برام پیش اومد! علی ای حال گذشت و گذشت و گذشت تا 1 خرداد که ما هم به جمع متاهلا پیوستیم .

از محل کار یه ماموریت یه هفته ای از 24 مرداد بهم محول شد. سفر به مشهد مجردی در دوران متاهلی!وااااای

گفتم یا امام رضا. از 89 تا 92 مجردی نطلبیدی که دو تایی بیایم! الان بازم تنهایی دعوتم کردی؟یعنی چی؟

شب مهمون بودم خونه خانمم اینا. پدر خانم تقویم رو باز کرد و گفت علی آقا! برا 18 مرداد بلیت مشهد گرفتیم که با هم بریم زیارت. میاید ان شاالله دیگه!!!؟ 

و این بود که فهمیدم ولی نعمتمون خیلی رئوفه هر چند که من دعا کردن رو خوب بلد نبودم و 3 سال توفیق پابوسی آقا ازم دریغ شد.

میلاد شاه خراسان مبارک باشه

 


نوشته شده در سه شنبه 92/6/26ساعت 10:37 صبح توسط محمدعلی زرین نظرات ( ) |



Design By : ParsSkin.com